الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

562

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

عدل : العَدَالَة و المُعَادَلَة : لفظى است كه در حكم و معنى مساوات است و به اعتبار نزديك بودن معنى عدل به مساوات ، در آن مورد هم به كار مىرود . عَدْل و عِدْل - در معنى بهم نزديكند ولى - عَدْل در چيزهايى است كه با بصيرت و آگاهى درك مىشود و به كار مىرود . مثل احكام و بر اين اساس آيه : - أَوْ عَدْلُ ذلِكَ صِياماً - 95 / مائده ) است . ولى واژه‌هاى - عِدْل و عَدِيل - در چيزهايى است كه با حواس درك مىشوند مثل : أوزان ، أعداد و پيمانه‌ها . پس عَدْل - تقسيط بر اساس راستى و كمال است از اين روى روايت شده است كه : « بالعَدْل قامت السّماوات و الأرض » . آگاهى و خبرى است بر اينكه هر گاه ركنى از اركان چهارگانه در عالم افزون بر ديگرى يا كم از ديگرى مىبود جهان بنابر مقتضاى حكمت انتظام نمىداشت « 1 » . عدل دو گونه است : 1 - عدل مطلق : عدلى كه عقل و خرد بر خوبى آن حكم

--> ( 1 ) اركان چهارگانه در عالم بنابر نظر علماء پيشين كه در يونانى ( اسطقسات ) گفته مىشده عبارت از چهار عنصر ( آب - خاك - باد - آتش ) بوده و نيز اجرام آسمانى و اصل و مادّه هر چيز يا طبايع چهارگانه كه ( حرارت ، برودت ، يبوست ، رطوبت ) است و هر يك از فلاسفهء يونانى يكى از اين عناصر و طبايع را اصل وجود عالم مىدانستند ، مثل طالس ملطى كه رطوبت و آب را اصل مادّه المواد عالم مىدانست . ديمقراطيس ذرّات اتم را ( كه در قرن بيستم با شكسته شدن اتم ، بقاء انرژى نه مادّه به ثبوت رسيد ) . هراكليوس حرارت و آتش را . انكسيمانوس هوا را اصل مىدانست . فيثاغورث عدد را و بالاخره انكسيماندرس شاگرد طالس معتقد بود كه اصل موجودات چيزى است غير متعيّن ( بدون جسم مادّى ) و غير متشكّل و بى پايان و بى آغاز ، بى انجام و جاويد و جامع خشكى و ترى و گرمى و سردى . سعدى هم حيات و سلامتى را مرهون نظم و همسانى و تعادل چهار طبيعت فوق در آدمى مىداند و مىگويد : چهار طبع مخالف سركش * چند روزى بودند با هم خوش چون يكى زين چهار شد غالب * جان شيرين برآيد از قالب پس عدل تنظيم مواد مورد نياز وجودى هر موجود بنابر مقتضاى حكمت است چنان كه گفت : ( فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي - 29 / حجر ) يعنى پس از تنظيم شخصيت وجوديش و قابليتش روح خدايى در او دميده شده كه مراحل وصول به تسويه وجودى هم در آيات مختلف بيان شده است و لذا مىبينيم اساس حيات آدمى ( آب - خاك - نور - نفخه روح الهى ) - است .